خرید بک لینک
واقعا دیگه خسته شدمطوری داغون شدمو بی انگیزه که مردن برام آرزو شدهکفر نمیگم ولی ازین دنیا و مافیها خسته شدمهر کسی از ظن خود شد یار مناز درون من نجست اسرار مندر غم ما روزها بیگاه شدروزها با سوزها همراه شدروزها گر رفت رو باک نیستتو بمان ای آنکه چون تو باک نیستالبته اون تو که طرف صحبت این حرفها ست اونم رفت پی زندگیش حالا من خودمو الاف کردم برای دلخوشی خودم می نویسم در نهایتدر نیابد حال پخته هیچ خامپس سخن کوتاه باید و السلامدر غم ما روزها بيگاه شدروزها با سوزها همراه شد   نوشته شده توسط تنها در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت

برچسب: نویسنده: یونا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 22 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:30

گاهی یه نفر را اونقدر دوست دارید که دیگه خودتون را فراموش میکنید البته طبق معمول عمر خوشی های روزگار کوتاههولی با اینکه دیگه نمیبینیش ولی دلت خوشه که اون رفته پی زندگی و خوشبختیش گاهی خودتو اینطوری آروم میکنی که شاید تو لایقش نبودی و نمیتونستی خوشبخت اش کنیقشنگی دوست داشتن واقعی اینه که با اینکه دیگه کنارت نیست ولی از خوشحال بودن اون تو هم خوشحال هستی و دلت خوشه که اون خوشبخت شدهاگه این حال را داشتی میتونی به خودت بقبولانی که واقعاً دوست اش داشتی بخاطر خودش و بس   نوشته شده توسط تنها در جمعه نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 7:1 موضوع | لینک ثابت

برچسب: نویسنده: یونا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 22 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:30

دل من میگرید باز آرام'>آرامآرامدل من میگرید باز آرامآرامقطره اشک که از چشمه دل میباردجلوی دید مرا میگیردمن به تکرار به خود میگویممن به تکرار به خود میگویمکه چه زود و چه حیفمن گذشتم و به سر شور هنوزمن گذشتم و به دل حسرت و عشقهمچو یک خواب دلانگیز سحرهمچو رگباری در تابستانیا چو طوفان به کویرهمچو یک صاعقه در یک شب تاریا چو خطی بر خاکیا چو جای پایی بر لب آبمن گذشتم و به سر شور هنوزمن گذشتم و به دل حسرت و عشقدل من میگرید باز آرامآرامدل من میگرید باز آرامآرامخزانخزان   نوشته شده توسط تنها در جمعه نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 7:11 موضوع | لینک ثابت

برچسب: نویسنده: یونا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 22 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:30

صفحه بندی